سلام ...
بالاخره طلسم این مدت شکست و تونستم آپ کنم...با اونکه خرافاتی نیستم ولی انگار نحسی تاریخ آخرین آپم منو گرفته بود که هربار می اومدم یه چیزی بنویسم نمی شد و یه جوری قفل شده بودیم،من و این خونه مجازی که به شوق دوستای خوبی مثل شما دووم آورده ...
نمی دونم چی بگم ولی قبل از هرچیز باید صمیمانه تشکر کنم ...تشکر کنم از همه کسانی که تو این مدت همراهم بودن و تنهائیامونو با هم قسمت می کردیم و صمیمانه تر دست همه شمارو بفشارم و این احساس شیرینو باهاتون قسمت کنم ....
دیگه چی بگم ؟
یه ترانه ای که مربوط به 2 سال پیش بود رو انتخاب کردم و می ذارم خودم خیلی دوستش دارم، تو کتابم هم هست، نمی دونم شاید قبلا براتون گذاشته باشم ،یادم نیست و وقت هم نیست بگردم و چک کنم ،امیدوارم تو پستای قبلیم نذاشته باشمش،اگه تکراری بود لطفا بهم بگین که در اسرع وقت یه ترانه دیگه بذارم
....راستی در مورد کتابم –خط خطی- همونطوری که گفته بودم مجوز گرفته ولی صبر می کنم تا با آلبوم دکلمه ام منتشرش کنم البته تا خدا چی بخواد و قسمت چی باشه ،تصمیمم که اینه ولی چون روی آلبومم حساسیت و وسواس به خرج می دم اونم از نوع شدید، ممکنه خیلی طول بکشه البته اگه عمری باقی باشه... بازم ممنون بخاطر همه مهربونی هاتون و حسن نظری که دارید به باقی کامنت هامم در اسرع وقت پاسخ می دم و از خجالت همه در می یام.....
براتون روزای پائیزی عاشقونه و آرومی آرزو می کنم.
پائیز
مث برگای پاییزی که از شاخه جدا می شن
می یفتم زیر پاهاتو، نگاهام بی صدا می شن
نمی تونی دیگه حتی، منو پیشت نگهداری
تموم شد اون روزای خوب ،تو هم خورشیدو کم داری
یه لحظه از سقوط من ، از اون چشمای مجنونت
نفس مونده ، می رم گم شم ، تو دنیای پریشونت
می خوام باشم تو آغوشت ، ولی پاییز نمی ذاره
ببین بارون این تقدیر، چطوری داره می باره
یه روزی سبز و پُر می شی ، منو یادت می ره کم کم
منم شاید سوار باد ، به تو فکر می کنم هر دم
.......................،.....................
.......................،.........
...
گلناز گلزاری(گلبرگ)...واگذار شده به(...)
پ.ن-1: بنا به دلایلی تا زمان انتشار این ترانه به صورت آلبوم نام خواننده ذکر نمی شود.
پ.ن-2:چند بیتی از این ترانه حذف کردم ،ضرورتی نداشت زیاده گوئی مو تحمل کنین.
نظرات ()
سکوت سرشار از ناگفته هاست و من سکوت می کنم تا حقم را بگیرم ، حق سالهائی که به جرم احساس مؤاخذه می شدم ،حق روزها و شبهائی که بی وقفه نوشتم و نوشتم و نوشتم ...ولحظه هائی که از هر نوع فسادی خودم را دور نگه می داشتم ،من حقم را می خواهم ...حقی که گرفتنی است و مال من است ، منی که قوانین را چه معقول و چه غیر معقول زیر پا نگذاشتم و سخت و آهسته رفتم و رفتم و رفتم تا رسیدم به جائیکه حالا دجار تردید شده ام که آیا اینهمه راه را ، اینهمه سال را اشتباه آمده ام یا درست ...روزهای خوبی نیست، روزهای سردی است در کش آمدن خمیازه های تابستانی و من نمی دانم باید خنثی باشم یا معترض یا ...نمی دانم ...به یاد می آورم و مبهوتم و می اندیشم که تا به کی باید شاهد اینهمه بی بند و باری و نا امنی باشم ...در مورد خودم می نویسم ، فقط خودم و به هیچکس کاری ندارم و تنها به آینده ای می اندیشم که دارد گیج می زند و مثل گردبادی من را در خود فرو می برد و می بلعد و من مانده ام با یک دل لبریزاز دلواپسی ... نمی دانم از کجا بگویم و آوار اندوهم را برسر چه کسی فرو بریزم...اصلا مگر دلم می آید ؟ من چه کنم ...دیگر ترانه فروشی تا اطلاع ثانوی تعطیل است ...تا وقتیکه مافیای موسیقی دارد ریشه می دواند و شکوفه های احساسم بی رحمانه لگد مال می شوند ترانه فروشی تعطیل است ...تو اگر جای من بودی چه می کردی ؟ ترانه واگذار می کنم برای انتشار در آلبوم ، دستخط و امضاء و ...می گیرم و همه تلاشم را می کنم که آبرومند کار کنم و پایم را حتی روی خط قرمزها نگذارم آن وقت آلبوم هائی که خیلی از آنها هم مجوز گرفته اند بخاطر همین باند بازی ها و بلبشوی موسیقی (که نوشتن در موردش فرقی نمی کند و بهتراست تنها در سکوت این سیرک را تماشا کرد!!!)یکی یکی از اینترنت پخش می شوند و خواننده یا صاحب اثر از سر کلافگی و اینکه کارش دارد خاک می خورد و سوخت می شود به سیم اخر می زند و راضی به دانلود رایگان آثاری که کلی زحمت و هزینه اش شده ،می شود ،منهم که هنوز نتوانستم به جمع بی قانون ها بپیوندم و با ترانه فروشی به آن طرف آبها برای خودم برو بیائی راه بیندازم و جو این و آن بگیردم نشسته ام و تماشا می کنم ،کاش می توانستم بی قانون و بی بند و بار باشم و از اینهمه فرصتی که برایم هست استفاده کنم و دلار بگیرم و احساس بفروشم ولی در شأن خودم نمی بینم مثل خانمها و آقایان به ظاهر سرشناس در لیست ممنوع الفعالیت های وزارت ارشاد قرار بگیرم و تخطی گری کنم تا وقتیکه در ایرانم به سر می برم پایبند قوانینش هستم حتی اگر به ضررم هم تمام شود من ایرانیم و در جنگل هم زندگی نمی کنم که هر طوری دلم خواست عمل کنم ...تنها صبر می کنم و سکوت و گناه آنانکه ترانه هایم را به هردلیلی به جای همین بازار قمر در عقرب موسیقی منتشر کنند ،روانه اینترنت می کنند هم گردن خودشان ،همه اینها را نوشتم تا درددل کرده باشم و بگویم تا این لحظه این آلبوم ها به این سرنوشت مبتلا شده اند و منهم تنها نگاه می کنم،شما جای من باشید چه می کنید ؟ به جای منی که به نوعی سرم هم کلاه رفته هم بی کلاه مانده ! این مختصری است از لیست ترانه های محبوبم که حالا باید دانلود کنیم تا بشنویم ، دیگر دست ودلم به هیچ کاری نمی رود ...باید سکوت کنم و تماشا تا خودم دست به کار شوم و به هرقیمتی هست با انتشار البوم دکلمه هایم و انتشار کتاب خط خطی ام گرد و غبار ستمها را پاک کنم ....................... چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است............................................................... حتی نیازی نمی بینم لینک آلبوم ها را بگذارم چون به راحتی با سرچ این اسامی در گوگل می توانید اگر خواستید گوش کنید دانلود کنید یا بی تفاوت بگذرید .... امیر مولائی (آلبوم تعبیر)همه ترانه ها به جز دو ترانه سروده من است. علی راموز (آلبوم صلیب)ترانه صلیب علیرضا راد (آروز)همه ترانه ها ی من فرهنگ ملک (با آهنگسازی هومن سزاوار) به نام حسودی و یک عالمه تک تراک دیگر که قرار بود برای آلبوم باشد وحالا همینطوری بااسم وبی اسم من (که خیلی مهم وقابل بحث نیست )مثل علیرضا گودرزی و محسن و امین وهوتن و...که به راحتی و مفت و مجانی آماده دانلود هستند ...سکوت می کنم تا به موقعش ،از کسی گلایه نمی کنم چون اینطوری بهتر است و منهم آدم جار و جنجالی نیستم اینها هم محض درددل بود و بس ... روزی ما دوباره کبوترهایمان را باز خواهیم یافت روزی که قفل افسانه ای است ......... و در پایان از لطف تک تک شما نازنینانم نهایت تشکر رادارم و برای اختتامیه این پست که نمی دانم چطور ازآب در آمده یکی از ترانه های کتابم خط خطی را تقدیم حضور می کنم ،باشد که مایه رضایتتان شود ...در ضمن چون سخت مشغول نوشتن سناریوی جدیدم هستم کمی دوری افتاد که می بخشید ولی خدمت همه شما خواهم رسید و سعی در جبران محبتهای صمیمانه تان خواهم کرد برای ارسال کامنت هم به همان پست قبلی مراجعه کنید،دوستدارتان: گلی ///////////////////////////////////////////////// دلم تب داره ، بیماره چشام تو فکر دیداره از این روزا چه دلگیرم که از دوری زمین گیرم دارم می سوزم از احساس تب دلتنگیام بالاس نمی دونم می تونم یا نمی تونم .................................... تورو حس می کنم تو خواب می شم بدتر می شم بی تاب می خوام حست کنم اینجا تو نیستی این روزا اما دلم می لرزه از فکرت نمی مونه یه کم ساکت چرا با قلب من رفتی بدون بد شدن رفتی چرا چشم منو بستی چرا قلبمو نشکستی نمی دونم می تونم یا نمی تونم .................................. دارم می سوزم از احساس تب دلتنگیام بالاس گلناز گلزاری


نظرات ()